حدیث روز

D-(33).jpg

سامانه پيام كوتاه

                  

تقدیم به روح بلند و ملکوتی شهدای گمنام
 
فریاد میزنم من از اعماق جان خویش :
((قلبم فدای مملکت جاودان خویش))
 
میخواستم بهانه شوم درد دل کنم...
با تو -شهید محترم و مهربان خویش-
 
بعد از غروب چشم تو دیگر خزانی ام
مشغول ذکر و ناله ام و الامان خویش
 
-آری-به نام و یاد تو باید غزل سرود
ای افتخار جامعه و دودمان خویش ! 
 
هرچند هیچ و قاصرم از شرح حال تو 
با این زبان الکنم و ناتوان خویش...
 
سوگند می خوریم بمانیم تا ابد
پای شهید بی کفن و بی نشان خویش
 
گمنام های دشت جنونید و مثل کوه
عمری نشسته اید در آتشفشان خویش
 
با *دستخط_خونی تان گفته اید که
خود گشته اید قاصد و نامه رسان خویش
 
در مشرق شهادتتان صبح زود زود 
دیدید در قنوت نماز آسمان خویش 
 
مانند میر و سید و سالار کربلا
سر داده اید یکسره وقت اذان خویش
 
ما سوختیم ، آن شب غمگین که آمدی
با مهر و یک پلاک و دو تا استخوان خویش
 
جان داده اید بهر وطن . ما تمام عمر...
کردیم افتخار به نام آوران خویش
 
#به_شهر_من_خوش_آمدی_ای_شهید_گمنام 
 
#محمد_اسمعیلپور
 
درج شده از کانال نیزوا
نظرات (0) کلیک ها: 361

براي شهداي تشييع شده در شيراز

دلخسته از حال و هوایی تلخ و دلگیر
در سینه دارم آتش بغضی گلوگیر

می سوزم از داغ سقوط قاصدک ها
از درد جانسوز سکوت شاپرک ها

موضوع انشایم نماز قاصدک هاست
دست قنوت نیمه باز قاصدک هاست

این شرشر باران صدای بال آنهاست
فکر وخیال شعر من دنبال آنهاست

در درس تاریخ بلند این حوالی
با نمره های افتخارآمیز و عالی

همقصه با صد ماجرای آشنایند
دردآشنا گرم تماشای خدایند

رد سپید بالشان بر باد جاری ست
در جاده های هر چه باداباد جاری ست

از زخم طاقت سوز قرآن ها به نیزه
تا کوچه های آتش آباد هویزه

از کربلای اولین و داغ اکبر،
تا کربلای چار و اکبرهای پرپر

از شرم سنگین فرات مانده در بند
تا سربلندی های بهمنشیر و اروند

از خیمه ها تا اشتران بی کجاوه
تا رد پایی از شقایق های پاوه

از جستجوی رد یوسف های کنعان
تا انقلاب یوسف زهرا ی پنهان

از لحظه های آتشین مین و باروت
تا کاروانهای سه رنگ عود و تابوت

رد سپید بالشان بر باد جاری ست
در جاده های هر چه باداباد جاری ست

روی کلامم با تمام قاصدک هاست
با سجده های ناتمام قاصدک هاست

مردان گردان! خدا مردان مردم!
سینه سپرهای بلا گردان مردم!

من با صدای بالهاتان آشنایم
پروازهای سرتان را می سرایم

هر چند ختم قصه هاتان جانگداز است
پرونده ی پروازهاتان باز بازاست

حالا که از عکس شما و عکس یاران
گشته خیابان هایمان آیینه باران

حالا که حتی سایه ای از اشک باران
افتاده بر پیشانی تبدار باران

آنسوتر از این بیت های دلشکسته
دور از نگاه جانماز نیمه بسته

رد سپید بالتان بر باد جاری ست
تا جاده های هر چه باداباد جاری ست

#سيد_امين_جعفري

نظرات (0) کلیک ها: 598

پيوندها

ورود اعضاء

كليپ منتخب حسينيه


كانال هاي فضاي مجازي

آي دي و كانال هاي رسمي روابط عمومي حسينيه اعظم مهديشهريهاي مقيم تهران در فضاي مجازي :

.:: ایمیل : publicrelation.mafe@gmail.com

.:: شماره همراه :09352748324

.:: لینک ها:

     

تلگرام         لاین       اینستاگرام    گوگل پلاس